مثل مریدی که پس از سال‌ها به مرادش رسیده باشد، گویی سالیان درازی دور از مراد خود بوده است. با هر تحریر و چهچهه‌اش نگاهی به پدر می‌اندازد و به نشانه تحسین سر تکان می‌دهد و غرق در آواز پدر می‌شود.

سه هزار نفر در سالن به تماشا نشسته‌اند، او اما تنها پدر را می‌بیند و بس. این شاید دلیلی باشد که خیلی‌ها می‌گویند حافظ ناظری، شهرام ناظری دوم است. آیینه‌ای که شهریار آواز ایران، اگر نه به تمامی، اما چون تصویری پوشیده در ابر، در آن متجلی شده است.

به گزارش پايگاه خبري تحليلي موسيقي ايراني «ناشکيبا» به نقل از شرق ، چهاردهم و پانزدهم مهرماه، کرمانشاه میزبان فرزندی بود که در دامن خود پرورانده است. فرزندی که مهر مام سرزمین مادری‌اش را هرگز از یاد نمی‌برد و به هر بهانه‌ای به سرزمین مادری سری می‌زند و با آواز گرم‌ شهر کهن خود را بیدار می‌کند. بهانه این بار اجرای کنسرت «ناگفته» به‌همراه پسرش بود، مقصود اما همان دیدار یار بود و بس.

شهرام ناظری در سال ١٣٢٨ در محله برزه‌دماغ در کرمانشاه، در خانواده‌ای کرُد‌زبان و آشنا با موسیقی و شعر به دنیا آمد. بزرگ این خانواده، استاد پرویزخان پورناظری (حاجی‌خان) از شاگردان «درویش‌خان» و «کلنل وزیری» بوده‌است. تا کنون بیش از ٤٠ آلبوم موسیقی از او منتشر شده که آلبوم‌های کُردی «آواز اساطیر»، «حیرانی» و «کنسرت کامکارها» در میان آن‌هاست. «ناگفته» نام اثر منتشر شده‌ای از «حافظ ناظری» فرزند «شهرام ناظری» است که کار ضبطش در چندین استودیو در امریکا انجام شده و سپس در ایران نیز انتشار یافته است. «ناگفته» همچنین عنوان تور کنسرت ناظری‌ها است که اخیرا در تهران و چند شهر دیگر ایران برگزار شده است و این بار پس از گذشت یک سال از آخرین کنسرت «شهرام ناظری» در کرمانشاه، او را دیگر باره به خانه پدری آورده است. تقریبا تمام آوازهای این کنسرت را شهرام ناظری می‌خواند و در بخش‌هایی کوتاه، پدر می‌گوید و پسر جواب می‌گوید. گویی که مناظره‌ای است میان مراد و مرید. شهرام ناظری که همیشه خود را مدیون به زبان و زادگاه مادری اش می‌داند، در گفت‌وگوی خود با شرق، از آرزوهایی که برای این شهر داشته می‌گوید...


اولین سوال خود را با «ناگفته» آغاز می‌‌کنم. با توجه به اینکه نوازندگان خارجی آلبوم نتوانستند ویزا بگیرند، اجرای ناگفته با نوازندگان ایرانی جایگزین، با اثر اصلی فاصله گرفته بود یا خیر؟ آیا عدم حضورشان با حضور نوازندگان ایرانی جبران شد؟

در مورد ناگفته بیشتر باید از حافظ پرسید تا من، اما از نظر من هیچ کمبودی حس نشد و دیدیم که حقیقتا نوازندگان ایرانی با ستارگان موسیقی جهان تفاوتی نمی‌کنند و این جای شگفتی است که اگر یک محیط خوب هنری و موسیقیایی در ایران بود، چه استعدادهای بی‌نظیری داشتیم که می‌توانستیم از آن بهره‌مند شویم.

چرا تور ناگفته را از زادگاهتان شروع نکردید؟ با توجه به اینکه مخاطبان کرمانشاهی همیشه عشق و علاقه خود را به شما نشان داده‌اند و در چنین مواقعی دوست دارند اولین کسانی باشند که کار را می‌شنوند.

باید به این نکته توجه کرد که در ایران نمی‌شود روی همه چیز برنامه‌ریزی کرد. مسایل، پیش‌بینی نشدنی است و برای انجام هرکاری، مشکلات زیادی سر راه هست و غیر ممکن است که بتوانی کاری را طبق همان چیزی که می‌خواهی پیش ببری.

آلبوم‌های به‌یاد‌ماندنی و خاطره‌انگیزی به زبان کردی از شما منتشر شده است اما چندی است دیگر به زبان مادری نمی‌خوانید. آیا بار هم منتظر شنیدن آلبوم‌های کردی از شما باشیم؟ آیا دوباره با کامکارها یا چکناواریان همکاری خواهید داشت؟

کارهای کردی‌ای که تا‌به‌حال انجام شده کارهای بسیار خوبی بوده‌اند. به‌خصوص کاری که با رهبری لوریس چکناواریان انجام شد. فکر می‌کنم این اثر بی‌اغراق حتی به روستاهای دور خارج از کشور هم رسیده باشد. بله اگر کار مشترکی پیش بیاید دوباره همکاری خواهیم داشت.

در کنسرت ناگفته اشاره کردید به اینکه کرمانشاهی‌ها ذاتا  استعداد موسیقی دارند، اما این استعداد با نظر به اینکه در شهرستان دسترسی به کلاس‌های آموزشی با کیفیت خوب میسر نیست، به سختی بروز پیدا می‌کند. شما برنامه‌ای برای برگزاری مستر کلاس در کرمانشاه دارید؟

می‌توان گفت که به‌طور کلی نه در شهرستان حتی در تهران، یک رویه درست و خطی مشی صحیحی برای روند آموزشی وجود ندارد. در واقع در ایران مسایل فرهنگی خیلی جدی گرفته نشده است. درنتیجه هیچ برنامه‌ریزی درستی جهت آموزش وجود ندارد. همه چیز بی‌رویه و خارج از مبانی‌آموزشی سالم و درست است. می‌شود مسترکلاس هم برگزار کرد ولی باید زمینه مهیا باشد.

امسال هم مثل سال گذشته کنسرت شما در سالن ورزشی امام خمینی(ره) برگزار شد. سالنی بدون داشتن کمترین استانداردها برای اجرای موسیقی که صدابرداری‌های انجام شده نشان می‌دهد تعداد کمی از افراد حاضر در سالن قادر به شنیدن صدا با کیفیت خوب هستند. سال گذشته وعده دادید برای ساخت یک سالن خوب تلاش کنید. آیا ساخت این سالن شروع شده است؟

در دیداری که هنگام ورودم به کرمانشاه با دکتر رحیمی زنگنه (رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمانشاه) داشتم، شنیدم که مشغول برنامه‌ریزی برای ساختن یک سالن ٢٠٠٠ نفره هستند. قرار است که به زودی احداث شود و این خوب است به شرط آنکه آکوستیک باشد و از استانداردهای لازم برخوردار باشد.

به‌عنوان چهره‌ای ملی و جهانی که بی تردید حرف‌تان اثرگذاری زیادی هم در جامعه و هم در مقامات دارد، چه کمکی می‌توانید در این زمینه انجام دهید؟

من سال‌هاست که می‌گویم شهرستان‌ها باید سالن خوب داشته باشند. همیشه از مسوولان خواسته‌ام به فکر این‌همه علاقه مردم ایران به هنر باشند و وسایل و امکانات شایسته به وجود بیاورند. وزارت فرهنگ باید این کار را انجام دهد و صدا و سیما باید خط‌مشی خود را فرهنگی کنند.

مشکلی که عموما در کشور ما وجود دارد اتکا به شخص است. همچنانکه می‌بینیم با عوض شدن یک مدیر، به طور کلی مشی سازمان تغییر می‌کند. اخیرا نیز زمزمه‌هایی درباره رفتن رحیمی زنگنه می‌شنویم.

در ایران همه چیز بر اساس گروه‌بندی و دسته‌بندی است. هیچ کاری روی مدار کلی نیفتاده و کافی است گروه جدید بیاید تا هرآنچه را که قبلی انجام داده، خراب و غلط نشان دهد. هیچ‌کس هیچ‌کس را قبول ندارد.هیچ‌چیز بر طبق روند سالم و طبیعی خود نیست و لازم است دورانی طی شود تا به این طرز فکر سالم برسیم که مملکت قانونی کلی داشته باشد و با عوض شدن یک مدیر، سیاست‌های کلی تغییر نکند.

در کنسرت «ناگفته» کارهای قدیمی شما را با تنظیم جدید شنیدیم. آیا این کارها منتشر خواهد شد یا تنها برای اجرا در این کنسرت بوده است؟

قرار نیست منتشر شود و پیش از کنسرت تنها برای اجرا در کنسرت تنظیم شده است.

تعداد محدودی از قطعات ناگفته در کنسرت به اجرا درآمد. چرا کارهای بیشتری اجرا نشد؟

امکانش همین‌قدر بود. به‌طور کلی آن گروه بزرگی که می‌بایست کار را اجرا کند حضور نداشت و این موضوع امکان اجرای سایر قطعات را از کار می‌گرفت.

در مورد آخرین آلبوم خود بگویید. کار «ایران جوان» که بعد از حدود ١٠ سال در شهریور ماه امسال منتشر شد. با گذشت این همه مدت از ضبط کار، از آن فضا فاصله نگرفته بودید و چرا این‌قدر انتشار این آلبوم به تاخیر افتاد؟

این آلبوم مدت‌ها پیش اجرا شده بود و قرار بود تمام سرودهایی که از دوره قاجار تا کنون درباره ایران ساخته شده را با آقای «پیمان سلطانی» مجددا احیا و بازخوانی کنیم. از اولین آهنگ آن شروع کردیم که «ایران جوان» بود. کاری مربوط به «موسیو لومور» فرانسوی. قرار بود کنسرت آن هم برگزار شود اما من قبل از کنسرت امریکا بودم و مشکلی پیش آمد که نتوانستم خودم را برسانم. آقای سلطانی گفتند اگر کنسرت را لغو کنیم دچار خسارت بزرگی خواهیم شد و در نهایت از من خواستند اگر بشود فرد دیگری جای من بیاید و برنامه را اجرا کند تا زمانی که من بیایم و سی‌دی آن را ضبط کنیم. این شد که کنسرت با آقای «سالار عقیلی» انجام شد و درواقع شانسی برای آقای عقیلی بود که با آن مطرح شود. من هم به این فکر کردم قسمتش بوده و گذاشتیم هرجا می‌خواهد آن‌را اجرا کند، بعد هم من اجازه ندادم منتشر شود. گفتم بگذارید ایشان ادامه دهد. آقای سلطانی هم خیلی ناراحت بودند.‌حتی از نظر قانونی هم اقدام کرده بودند و به جایی نرسیدند. در نهایت بعد از چند سال راضی شدم کار منتشر شود. اگر به این صورت هم موافق نبودم که فقط سه آهنگ با سازهای مختلف تکرار شود. موافق بودم کلیه سرودهایی که اجرا کرده بودیم آورده شود.ولی آقای سلطانی می‌گفت این کار درخارج از کشور هم متداول است. اما من هنوز هم معتقدم در ایران جا نیفتاده و آن‌را نمی‌پسندم.

گفتید برای این آلبوم، به‌سراغ موسیقی‌های قدیمی از زمان قاجار تا کنون رفتید. آیا به دنبال گردآوری ملودی‌های قدیمی کرمانشاهی هم هست و برای آن برنامه‌ای دارید؟

بله برنامه‌ریزی‌هایی هم داشته‌ام که قطعه‌های عامیانه قدیمی کرمانشاه را گردآوری کنم. اما باید بدانیم که ما در شرایط طبیعی زندگی
نمی‌کنیم و محیط موسیقی هم طبیعی نیست. خیلی از کارهایی که می‌خواهم انجام دهم به دلیل مشکلات یا انجام نمی‌شود یا در میانه راه متوقف می‌شود. بنابراین نمی‌توانم قول آن را بدهم.

در هنگام کنسرت در پی درخواست مردم برای اجرای موسیقی کردی، آهنگی کردستانی خواندید. عده‌ای گلایه داشتند که چرا آهنگی کرمانشاهی نخواندید؟

این تعصب‌ها بد است. این همان چیزی است که باعث شد در زمان صفویه کردها از هم جدا شود. می‌خواستند کردها همبستگی نداشته باشد. من فکر می‌کنم قوم کُرد در همه جا، قوم اصیل و باشکو و سلحشوری است که باید یکپارچگی خود را حفظ کند. این که کُرد کجا باشیم مهم نیست. متاسف می‌شوم اگر چنین حرف‌هایی را بشنوم.

به نظر شما، از مخاطب‌های دو روز کنسرت شما در کرمانشاه، چقدر مخاطب شما هستند و چقدر مخاطب حافظ ناظری؟

نمی‌توانم راجع به این نظر بدهم. فقط می‌توانم بگویم مخاطبان بی‌نظیری هستند. در یک سالن نامناسب با این همه سختی و گرما و فضای دید بد و صدای بد و صندلی‌های بد، حتا صدای یک بال مگس هم شنیده نمی‌شد. انگار هیچکس در سالن نبود و این نشانه دقت خود مردم و درک موسیقایی مردم است.
چندی پیش از صدا و سیما گلایه کرده بودید که کارتان را بدون اجازه پخش می‌کنند. هنوز هم این مشکل را دارید؟
٣٧ سال است که صدا و سیما بدون اجازه من بدون هیچ قراردادی، چه از نظر کپی‌رایت و چه از نظر اجازه از هنرمند این کار را انجام می‌دهد. این کار بی‌احترامی نسبت به هنر و هنرمند است. وقتی یک کار انجام می‌شود، به قیمت رنج و خون و تمام هستی یک هنرمند است. مال بادآورده نیست! همیشه گلایه خود را نسبت به این موضوع گفته‌ام، اما هیچکس نشنیده و هیچ‌کس کاری انجام نداده است.

[divider margin=" 0 2em 0 2em"]

شرق:پرک چاوشی

خواندن 796 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

آخرین نظرات

  • چه کسایی مخاطبش هستن؟؟مردم عادی که نمیتونن برن این جور…
    تنهای تنها 28 بهمن, 1392 توسط تنهای تنها
  • چه کسایی مخاطبش هستن؟؟مردم عادی که نمیتونن برن این جور…
    تنهای تنها 28 بهمن, 1392 توسط تنهای تنها


بالا
ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم.ادامه استفاده شما از کوکی ها. نشان دهنده رضایت شماست. جزئیات بیشتر ...